بررسی چالش ها و فرصت های آموزش فلسفه به کودکان و ارائه الگویی مطلوب برای آموزش و پرورش ایران
آذر ۲۸, ۱۳۹۰
پراگماتیسم ویتگنشتاین با تاکید بر رویکرد ماتیو لیپمن موسس
آذر ۲۸, ۱۳۹۰

*بررسی فلسفه دوران کودکی در گذر تاریخ

*بررسی فلسفه دوران کودکی در گذر تاریخ

 

جواد فرزانفر۱
یحیی قائدی۲
میرعبدالحسین نقیب زاده۳
علیرضا محمود نیا۴

چکیده

این مقاله به «بررسی فلسفه دوران کودکی» می پردازد. در این پژوهش، نظریات مطرح در فلسفه تعلیم و تربیت، فلسفه، روان شناسی و ادبیات در ارتباط با فلسفه دوران کودکی مورد بررسی قرار می گیرد. هدف از این تحقیق شناخت جایگاه کودک در ادوار مختلف با توجه به این قلمروها است ﭘﮋوهش حاضر به روش تحلیل محتوایی از نوع تاملی یا فکری می باشد. به اعتقاد گال و بورگ(۱۳۸۳) تحلیل فکری فرایندی است که طی آن ﭘﮋوهشگر بر توانایی شهودی و قوه تشخیص خود برای به تصویر کشیدن یا ارزیابی پدیده های مورد ﭘﮋوهش تکیه می کند. واﮊه های دیگری که به غیر از توانایی شهودی و قوه تشخیص برای توصیف این فرایند به کار برده شده اند، عبارتند از: تفکر درونی، معرفت نهفته، قوه تخیل، حساسیت هنری و بررسی همراه با تامل و کنکاش. در این تحقیق، نظریات موجود در فلسفه ی تعلیم و تربیت، فلسفه، ادبیات و روانشناسی را همچون واحد تحلیل برگزیده شد. پس از بررسی و کنکاش در این نظریات، این نتیجه بدست آمد که دو نگرش ورویکرد یعنی «کودک به مثابه ی وسیله» و «کودک به مثابه ی هدف» در این ارتباط وجود دارد. شاید در نگاه اول رویکردهای دیگری هم وجود داشته باشند، اما چون نیک بنگریم به این نکته پی خواهیم برد که آن ها نیز به نوعی وابسته به دو رویکرد یاد شده هستند و در بدنه ی آن دو جای دارند. هرچند که پژوهش حاضر با رویکرد دوم، یعنی «کودک به مثابه ی هدف» همسو و هم جهت است، با وجود این، زیاده روی هایی را که بعضا در آن مشاهده می شود، نمی پذیرد.

کلیدواژه ها :
فلسفه دوران کودکی، کودک به مثابه ی هدف، کودک به مثابه ی وسیله.

 


*- این مقاله مستخرج از رساله ی دکتری نویسنده اصلی ست.
۱- دانشجوی دکترای تخصصی فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تربیت معلم تهران و عضو هیات علمی دانشگاه آزاداسلامی واحد نی ریز. Farzanfar.javad@yahoo.com
2- استادیار دانشگاه تربیت معلم تهران
۳- استاد دانشگاه تربیت معلم تهران
۴- استادیاردانشگاه تربیت معلم تهران