کودک و تفکر
آذر ۲۵, ۱۳۹۱
دفاعیه
بهمن ۳, ۱۳۹۱

همگانی سازی فلسفه در عصر روشنگری

همگانی سازی فلسفه در عصر روشنگری

در س هایی برای امروز

مژگان کرد

دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی

کار فلسفه روشنگری است و این کاری است که از دوران باستان افلاطون آن را کار حقیقی فیلسوف شمرده است. کاری که زندگانی، اندیشه و روش سقراط جلوه نمایان آن است. در آغاز دوران نو، دکارت نیز درباره ی نبرد خود با تاریک اندیشان همین نماد رویارویی روشنی و تاریکی را به کار می برد.

میانه ی قرن هفدهم تا اواخر قرن هیجدهم (۱۷۷۰-۱۶۵۰) اروپا دورانی را می گذراند که به روشنگری معروف است. نمایندگان برجسته ی جنبش روشنگری، در فرانسه کسانی چون دیدرو، دالامبر، هلباخ، لامتری و برتر از همه ولتر و روسو هستند که معتقد بودند تیره روزی آدمیان و ستمی که از نظر اجتماعی و سیاسی بر آنها وارد می شود، بیش از هر چیز نتیجه ی نادانی ، پایبندی به خرافات و تاریکی و تاریک اندیشی است. از این رو رهایی فرد و جامعه را از ستم کشی و بیراهه روی در آگاهی و روشن اندیشی می دانستند. و راه حقیقی که آنها برای پیشرفت و تکامل فردی و اجتماعی یاقته بودند آوردن دانش و فرهنگ به میان مردم بود.( نقیب زاده، ۱۳۸۷ ) برای این کار شروع به نوشتن دانش نامه های فراگیر و نیز قابل فهم کردن نظریات علمی و فلسفی برای مردم کردند.

یکی از تفاوت های فیلسوفان فرانسه با فیلسوفان قبل از خود در این بود که آنها خود را از قید و بندهای سنتی آزاد کرده، با نوشته های ساده، کوتاه، سرگرم کنند.و ظنز آمیز به روشنگری مردم پرداختند. از این رو فلسفه تبدیل به یک قدرت اجتماعی شد و از مدرسه به اجتماع راه یافت.دو تن از فیلسوفانی که در عصر روشنگری کمک قابل ملاحظه ای به عامه فهم کردن نظریه ها ی علمی و فلسفی کردند، فونتنل و ولتر بودند.

فونتنل (۱۶۵۷-۱۷۵۷ ) دبیر فرهنگستان علوم فرانسه بود و در کتاب خود به نام گفت و گو در کثرت جهانی (۱۶۸۶ ) نظریات نجومی دکارت را به زبانی عامه فهم نوشت. البته او از اهمیت نیوتن غافل نبود و در سال ۱۷۲۷ کتابی به نام ستایش نیوتن نوشت. فونتنل گذشته از کمک به گسترش شناخت اندیشه های علمی در قرن هیجدهم فرانسه به طور غیر مستقیم به رشد شکاکیّت نسبت به حقایق مذهبی نیز کمک کرد.( کاپلستون۱۳۸۶ )

ولتر( ۱۶۹۴-۱۷۷۸ ) بیشتر آرای خود را از اندیشه ورزانی مانند بل، لاک و نیوتن اقتباس کرده بود و هرچند فیلسوف عمیقی نبود، در معرفی اندیشه های این فیلسوفان به صورت نوشته های روشن، مطایبه آمیز و قابل فهم برای جامعه ی فرانسوی توفیق بسیار به دست آورد. او کتاب فلسفه نیوتن را در سال ۱۷۳۸ نوشت.

اینان فیلسوف به معنای معروف آن نبودند که تنها به مسائل نظری و کلی بپردازند. آنها فلسفه را از صورت های ثابت و ساخته و پرداخته بیرون آوردند و به نیرویی پرتکاپو بدل ساختند. به دیگر سخن فلسفه را کاربردی کردند و با بیان ساده و روشن در اختیار مردم قرار می دادند. فلسفه رو شنگری نقش اندیشه ورزی را تنها به نقش و ترسیم کردن زندگی محدود نمی کند، بلکه قدرت و وظیفه ی شکل دادن به زندگی هم برای آن قائل می شود.( نجفی۱۳۸۱ ) نوشتن دانش نامه نیز یکی از راه های روشن کردن اندیشه ی مردم در آن عصر بود.

دایره المعارف را که گنجینه ی بزرگ ادبی اندیشه ها و آرمان ها ی روشنگری فرانسه بود دیدرو و دالامبر با الهام از فکر و ترجمه ی فرانسوی کتاب فرهنگ چیمرز، نوشتند.با وجود همه ی کاستی هایی که در این کتاب وجود دارد، اثر پر اهمیتی است زیرا هدفش تنها دادن اطلاعات به خوانندگان و خدمت به آنها به عنوان یک کتاب مرجع نبود، بلکه هدف اصلی آن راهنمایی افکار بود. و به همین سبب نیز چاپ آن مخالفت های زیادی را برانگیخت. چرا که این کتاب هم دشمن کلیسا بود و هم دشمن نظام سیاسی موجود.

همکاران دیدرو و دالامبر در نوشتن دایره المعارف، ولتر، روسو، هلوسیوس، مونتسکیو، دلباک و تورگو بودند. انگیزه ی اصحاب دایره المعارف فکر پیشرفت بود که رسیدن به آن را در رشد علوم و پا به پای آن رهایی از خرافه می دانستند.

وکلام آخر اینکه با توجه به گفته ی یاسپرس که کار فلسفه را روشنگری می داند، اگر قرار باشد فیلسوفان درگیر لفظ پردازی های دور ودراز و پیچیدگی های مصنوعی زبان فلسفه در محیط های آکادمیک باشند، آیا آن را از ذات خود که روشنی وبه دنبال آن رهایی است دور نکرده اند؟

و فیلسوفان روشنگری این مطلب را چه خوب دریافته بودند که تلاش کردند فلسفه را که برای مردم امری دست نیافتنی بود، با زبانی آسان در اختیار آنها قرار دادند.

         منابع:

         کاپلستون، فردریک، (۱۳۸۶ ) تاریخ فلسفه، جلدششم( از ولف تا کانت)، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.

         نجفی، مسلم،( ۱۳۸۱ ) «عصر روشنگری» ،حوزه، سال دوازدهم. ش۱۰۹و۱۱۰٫

         نقیب زاده، میرعبدالحسین،( ۱۳۹۰) ، نگاهی به نگرش های فلسفی سده بیستم، انتشارات طهوری، تهران.

         نقیب زاده، میرعبدالحسین،( ۱۳۸۷) ، نگاهی به فلسفه آموزش و پرورش، انتشارات طهوری، تهران.