جلسه ششم کارگاه پاییز ۹۳
بهمن ۱, ۱۳۹۳
نوشتار افسانه از کارگاه ۷
بهمن ۱, ۱۳۹۳

گزارشی از هفتمین کارگاه

گزارش جلسه هفتم

پنجشنبه ۲۵/۱۰/ ۱۳۹۳

با حضور جناب دکتر قائدی ، خانم رمضانی و خانم سحر سلطانی.

حاضرین : رضا ، نسرین ،سمیه ، زهره ، سمیه ۲ ، راضیه ، مونا ، مانیا ، افسانه ، مهدی ، النازو مهمانان این جلسه آقای آزاد و خانم زهرا و لیلا با تاخیر

قبل شروع رسمی جلسه راضیه درباره اجرایش در جلسه توجیهی” فلسفه برای کودکان” برای والدین در یک فرهنگسرا گزارش مختصری داد . راضیه از این اجرا بسیار لذت برده بود و نقل این تجربه برای حاضرین نیز جالب و مفید بود .

در این قسمت افسانه پیشنهاد داد که در صورت امکان درباره اجرای” فلسفه برای کودکان” در مقطع پیش دبستان به صورت اختصاصی در کارگاه کار شود که قرار شد دراین باره با خانم سحر هماهنگ شود.

در انتهای این قسمت از مهدی هم به خاطر گزارش دقیق و طبقه بندی شده ای که از جلسات مشاوره فلسفی تهیه کرده بود تشکر شد.

شروع رسمی کارگاه حدود ساعت ۹:۴۵ دقیقه

موضوع کارگاه جلسه هفتم : اهمیت داستان و داستان گویی در برنامه” فلسفه برای کودکان ”

جلسه با گوش دادن به بخش ۱۰ از کتاب ساینا که توسط دکتر قائدی خوانده شد آغارگردید؛ و حاضرین حدود ۲۰ دقیقه روی گوش دادن به این داستان تمرکز کردند.

سپس دکتر قائدی از حاضرین خواستند با توجه به نکات اساسی ای که باید در یک داستان مناسب برای کلاس فلسفه وجود داشته باشد یک داستان تخیلی درباره خلقت و آفرینش بنویسیم .

در این قسمت آقای آزاد پیشنهاد داد که ابتدا مفاهیم داستان را کار کنیم بعد براساس انها داستان بنویسیم که در رای گیری از حاضرین این پیشنهاد قبول نشد. سمیه ۲ پیشنهاد داد سفر نامه بنویسیم که آقای دکتر قائدی گفتند می توانیم بگوییم فضای داستان، مدرسه باشد . هدف این است که داستان بنویسیم و با این قضیه درگیر شویم . در نهایت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه برای نوشتن داستان وقت داده شد.

پس به پایان رسیدن وقت نگارش داستان که همراه یک تنفس کوتاه و صرف چایی بود ، ابتدا برای خواندن داستان داوطلب گرفته شد و به ترتیب آزاد ، نسرین ، رضا، مونا و سمیه ۲ داوطلب شده و داستانهای خود را برای حاضرین خواندند . پس از انها همه حاضرین به ترتیبی که هرفرد که داستانش را میخواند نفر بعدی را برای خواندن انتخاب میکرد، داستانهای خود را خواندند. قابل ذکر است که ابتدا توسط خانم رمضانی جدولی مانند جدول زیر روی تخته کشیده شد و هر فرد که داستانش را میخواند نام او ونام داستان در جدول ثبت می شد. و قرار شد مشابه این جدول را حاضرین در دفاتر خود بکشند و پس از شنیدن داستان به هر فرد نمره ای از ۱ تا ۵ بدهند و دلایل خود را نیز ثبت کنند.

دلایل

۵

۴

۳

۲

امتیاز۱

نام داستان

نام مربی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعد از تمام شدن این قسمت دکتر قائدی از حاضرین پرسیدند که چه کسی داستان آزاد را به یاد دارد. تعداد شمرده شد و در جدول ثبت گردید و به همین ترتیب تعداد کسانی که داستان نسرین ، رضا , سمیه ۲ و…. را به یاد داشتند ثبت شد . البته در حین انجام این کار از میان کسانی که اعلام کردند داستان نسرین را به یاد دارن خود نسرین الناز را انتخاب کرد و پرسید که داستان من درباره چه بود ؟ و وقتی الناز پاسخ داد کسی موافق پاسخ او نبود و به همین ترتیب همه دست بالا گرفتند تا به زهره رسید دوباره زهره الناز را انتخاب کرد و به همین ترتیب ادامه داشت تا همه درباره به یاد داشتن داستانها اعلام رای کردند.

در پایان این قسمت دکتر قائدی توضیح دادند که یک معیار برای داستان خوب ، میزان تاثیرگذاری آن است هرچند که داستان می تواند پیچیده و خوب باشد و یا در سطحی از ادبیات باشد که با این ملاک خوب سنجیده نشود ولی میزان تاثیرگذاری در کل ملاک مهمی است و باید مورد توجه قرار بگیرد.

در ادامه هر یک از حاضرین نمره ای را که برای هر داستان داده بود اعلام کرد و مجموع انها برای هر داستان در جدول ثبت شد و به این ترتیب داستانهای” زیرنورماه” نوشته سمیه ۲ ،” حباب” نوشته مانیا و” قالی پرنده” نوشته راضیه به عنوان سه داستان برتر انتخاب شدند.

امتیاز کلی داستان

تعداد کسانی که داستان را به یاد آوردند

نام داستان

نام مربی

۳۷٫۵

۱۲

درس دین و زندگی

آزاد

۳۳٫۵

۹

من یا او

نسرین

۳۶

۹

یک دعوای زنانه

رضا

۳۵٫۵

۶

اشک و لبخند

مونا

۴۹

۱۰

زیر نورماه

سمیه ۲

۲۵

۹

تنهایی

زهره

۴۲

۶

یک ذره بزرگ

افسانه

۴۶٫۵

                          9

حباب

مانیا

۴۸

۹

قالی پرنده

راضیه

۴۰

۷

خلقت

مهدی

۳۶

۱۳

سیمرغ

الناز

۲۵٫۵

۸

یک خواب

زهرا

۳۵

۹

یک خاطره

سمیه

 

 

داستان “زیر نور ماه ” به عنوان برترین داستان به این شکل مورد بحث و بررسی قرار گرفت که هر یک از حاضرین دلیل انتخاب خود را توضیح داد .دلایل به صورت تیتروار روی تخته نوشته شد که عبات بودند از :

غافلگیرکننده

روش داستان

هیجان

برقرای ارتباط

بیان شیوا

موضوع جالب

تمثیل زیبا

داستان پردازی زیبا

ظرافت خیالپردازی

ظرفیت داستان خوب شدن

نثر خوب

خیالپردازی

 

پس ازانجام این کار قرار شد سمیه داستان را دوباره بخواند و هرفرد به تنهایی مفاهیم و مضامین داستان را برای بحث استخراج کند و ۲ دقیقه پس از اتمام خواندن داستان وقت داده شد تا مفاهیم و مضامین به صورت واژه نوشته شود که حاصل کار چنین بود:

مهدی:پشتکار

افسانه:زشتی و زیبایی

مانیا:کمال

مونا:خودبودن

راضیه:کارآمدی

سمیه:نوع دوستی

زهرا:پختگی

زهره:اعتمادبه نفس

سمیه : دیده شدن

نسرین:اراده

الناز :شیدایی

رضا:ازخودگذشتگی

لیلا : ایثار

در انتها خانم رمضانی پرسیدند کسی می خواهد چیزی اضافه کند که این موارد اضافه شد:

احترام ، شهامت، آرزو، تحمل ، هدف ، سفر، نور، ترس، تحول ،ایمان،رهبری،گوش کردن،سختی راه،خود باوری،قابلیت،درخشش درون،خدمت و مراقبت،انسانیت،تصمیم،آسایش،امید.

در انتهای این قسمت دکتر قائدی توضیح دادند که برای چه این کار را کردیم؟ به دو دلیل:

اول : قصه خوب به تنهایی پتانسیل آوردن مفاهیم زیادی را در ذهن شاگردان دارد تا شاگردان گوناگون به مفاهیم گوناگون کشیده شوند و لاجرم به فکرکردن کشیده شوند.

دوم: تبدیل کردن مفاهیم به پرسش و طرح بحث . اینها به ذهنیت تسهیلگر کمک می کند تا بتواند سئوالات را حدس بزند علیرغم اینکه ممکن شاگردان هیچکدام از ان پرسشها رانپرسند ، با این حال این کار کمک میکند که مربی ذهنیت روشنتری نسبت به داستان و مفاهیم ان داشته باشد.و اگر در اینده بخواهد می تواند از این طریق طرح بحث ها وایده ها را استخراج کند.

کار بعدی این است که برای هر کدام از این ایده ها یک پرسش بنویسید مثلا برای پشتکار چه پرسشی می توان نوشت؟ ما می توانیم روی مفاهیم کار کنیم . از این طریق متوجه میشویم که برخی از مفاهیم پتانسیل تبدیل شدن به یک سئوال فلسفی خوب را ندارد و با مراجعه به کتاب لغت مفهوم آن اشکار میشود. مفهومی مناسب کارماست که قابل مخالفت باشد. وقتی می گوییم پشتکارچیست ؟ چند جواب وجود دارد؟ هرکس در یک جمله تعریف کند . دونفر تعاریف متفاوتی ارائه کردند و چند نفری با تعاریف آنها مخالفت کردند . از این طریق می توان فهمید که آن مفهوم قابل بحث است و مناسب کارما. اصولا چیستی ها مناسب هستند البته چیستی هم سطوح متفاوتی دارد.بعضی ها کمتر جای بحث دارند و وارد کارایی می شوند.

چون امروز وقت کم داریم در منزل دو کار انجام شود:

– برای این مفاهیم پرسش نوشته شود.

– هر فرد قصه خودش را بهبود ببخشد و مضامین آن را بیرون بکشدو پرسش بنویسد. برای هفته آینده آماده کردن یک قصه برای کلاس و در قدم بعدی تهیه طرح بحث و فعالیت است.

بعد از این بحث دکتر قائدی از حاضرین خواستند تا یک فعالیت مربوط به مفهوم پشتکار ارائه دهند. سمیه: قلمه زدن یک گل را پیشنهاد میدم تا در عرض ۱ تا ۲ ماه آن را به بار برسانند.

دکتر قائدی: این کار زمان زیادی صرف میکند . میتوان مثلا لیستی بنویسیم چه چیزی پشتکار است و چه چیزی نیست؟ یا بچه ها از کتابها و داستانها و کارتونهایی که خوانده یا دیده اند انتخاب کنند که کدام مفهوم پشتکار در آن بوده.

مانیا: ازخودشان بپرسیم چه کارهایی کرده اند که در آن پشتکار بوده؟

دکتر قائدی: مهم است بدانیم فعالیت خودش مهم نیست. فعالیت به خاطر فعالیت مناسب کارما نیست. میتوان در مورد آن پرسش کرد. یعنی باید حواسمان باشد که تمرین ما را به بحث و چالش بکشاند و دوباره درباره آن سئوال طرح کنیم و بحث انجام شود. هرچه فعالیت جالب و جاذب باشد نباید در همان فعالیت ماند و رد شد.توانایی معنا دادن به تجربه و فعالیت مهم است.مفهومی یابی از تجربه یکی از اهداف فلسفه برای کودکان است .به این ترتیب باید به کودکان یاد داد که چیزهایی را که می بینند معنا ببخشند.مثلا کاری که مهدی انجام داده . از دیدن چند مشاوره فلسفی یک چارچوب استخراج کرده . به بچه ها هم باید کمک کرد. آنها ابتدا واژه میسازند بعد گزاره ها را میسازندبعد شبکه واژه ها و گزاره ها را میسازند و بعد معنا از آن درمیاید.پس صرف فعالیت برای این کار کافی نیست.

هرچند که شاید در مواردی لازم باشد صرفا برای از بین بردن یکنواختی فعالیتی انجام شود.

رضا پیشنهادی مطرح کرد : مصاحبه ای با دکترقائدی درباره ربط نوشتن با فلسفه ورزی انجام شده .می خواهیم این داستانهای کلاس را هر فرد ویرایش کند البته خیلی کم که فی البداهه بودن آن از بین نرود و بعد در مجله چاپ شود تا جریان نوشتن وضوح پیدا کند.

دکتر قائدی گفتند این کار بسیار عالی است . زیرا قواعد از عمل کردن خارج میشود . نمی خواهیم ابتدا قواعد را توضیح دهیم بعد وارد عمل شویم . قواعد کشف شدنی هستند .پس فقط باید نوشت و نوشت .بعدا می توان برای حرفه ای تر کارکردن قواعد را هم مطالعه کرد.

در انتها دکتر قائدی خواستند حاضرین بگویند درباره کارگاه صبح چه فکر میکنند و سپس احساس خود را بیان کنند.

قبل اعلام زمان ناهار سمیه سئوالی مطرح کرد : آیا داستان نویسی برای تسهیلگر فلسفه برای کودک ضروریست ؟

دکتر قائدی: خیر .ما در این زمینه یک ورزشی میکنیم تا جوانب آن را بهتر بشناسیم . وقتی خودمان می نویسیم بهتر میفهمیم قصه چیست. حتی اگر بخواهیم برای کلاسهای فلسفه داستان بنویسیم نیز ابتدا باید بنویسیم بعد دنبال قواعد بگردیم . بدون نگرانی بنویسیم . نه تنها قصه بلکه سفرنامه , ثبت خاطرات و…. نیز بسیار کمک میکند تا قواعد کشف شوند . نوشتن عالی ترین صفت انسان و بیرون جهیدن از صف مردگان است . پس بدون نگرانی از داوری شدن بنویسید ابتدا سخت است و کم کم قواعد خودشان را نشان میدهند.

وقت ناهار ساعت ۱ تا ۲ ظهر

۲:۱۵ خانم رمضانی درباره داستان مارک توضیحاتی ارائه دادند . این داستان برای پایه ۱۱و ۱۲ مدرسه مناسب است . مفاهیم اساسی آن عدالت ، آزادی و برابری است . داستان در ۹۰ صفحه جریان را پیش میبرد . شخصیت اصلی پسر بچه ایست به نام مارک جریانات اصلی داستان در مدرسه به وقوع می پیوندد. عده ای شبانه شیشه های مدرسه را میشکنند وارد مدرسه میشوند و روی تخته عبارات زشت و نامربوطی مینویسند .پس از رسیدن پلیس به مدرسه بنا به دلایلی مارک متهم شده و توسط پلیس دستگیر میشود و …..

بعد از ارائه خلاصه داستان خانم رمضانی پاورپوینتی را ارائه دادند که حاوی این سرفصل ها بود:

اهداف داستان مارک

مفاهیم اساسی

مهارتهای مورد نظر

محتوای راهنما

(پاور پوینت برای حاضرین ایمیل شد)

سپس بخشی از داستان خوانده شد و قرار شد هرکس یک سئوال برگرفته از داستان طرح کند . افراد داوطلب سئوالات خود را مطرح کردند و برای بحث روی یک سئوال رای گیری شد:

مانیا:چگونه میتوانیم علیرغم فشار جامعه راه خود را برویم ؟   8 رای

سمیه : عدالت اجتماعی چیست؟ ۶ رای

مونا: آیا باید با راه درست زندگی کنیم یا راهی که نادرست است اما خودمان انتخاب کرده ایم؟ ۵ رای

آزاد: برچه اساس اگر من جزء اکثریت نبودم باید تابع نظرات آنها باشم؟ ۸ رای

راضیه: آیا قانون برای مردم خوشبختی می آورد؟

الناز : آنچه باید بخواهم بسنده برای خویش است ؟ ۴ رای

مهدی : چگونه می توان بهترین حاکم را انتخاب کرد؟ ۹ رای

افسانه: آیا مصادیق عدالت در زمانهای مختلف متفاوت است؟ ۹ رای

بعد از رای گیری مجدد روی سئوال افسانه و مهدی، سئوال افسانه با ۷ رای مقابل ۶ رای برای سئوال مهدی برای بحث انتخاب شد.

بحث روی سئوال از پرسش از افسانه در مورد مصادیق آغاز شد و پس از دقایقی بحث و گفتگو، سئوال این گونه طرح شد که ایا مجازات یکی از مصادیق عدالت است ؟ بعد از بحث درباره این سئوال قرار شد هر یک از حاضرین پاسخ خود را در ارتباط با سئوال اول در یک جمله مطرح کند:

رضا : بله چون انسان یک پدیده تاریخی و اجتماعی است ومفاهیم انسانی مثل عدالت در ظرف تاریخ و ظرف جامعه معنی میشود.

الناز : در مورد جرمهای بزرگ ممکن است در زمانهای مختلف یکسان باشد ولی در جرمهای کمتر ممکن است متفاوت باشد.

نسرین : بله چون ممکن است عدالت بر اساس قانون تعریف شود و قانون درست وضع نشده باشد.

لیلا: –

سمیه : شدت و ضعف عدالت در زمانهای مختلف فرق میکند . مجازات همیشه برای جرم در نظر گرفته میشود اما ممکن است شدت آن در زمان ما نسبت به زمان آینده متفاوت باشد.

زهره : بله چون شرایط تغییر میکند.

زهرا : بله چون حقوق افراد در زمانهای مختلف متفاوت است.

سمیه ۲ : بله چون مفهوم عدالت مفهوم سیالی است و بشر هم در حال صیرورت.

راضیه : خیر چون عدالت یعنی برابری و و انسان در تمام اعصار باید در نظر گرفته شود.

مانیا:بله چون مفهوم عدالت را جامعه تعیین میکند و جوامع در طول زمان متفاوت است.

مونا: بله بر اساس مطالبی که گفته شد ولی به این دلیل که تعریف انسان در زمانهای مختلف متفاوت است.

افسانه: بله از انجا که مفاهیم از روی مصادیق ساخته میشوند و زندگی بشر دستخوش تغییر است مصادیق هر روز تغییر میکند.

مهدی:بله چون عرف جامعه آن را تعیین میکند.

آزاد: بله به دلیل تاریخ متفاوت در طول زمان .

 

در انتها الناز از دکتر قائدی خواست تا ایشان هم نظرشان را بدهند و دکتر قائدی پاسخ دادند کاملا واضح است اگر سئوال میشد که آیا مفهوم عدالت در طول زمان تغییر میکند بحث عمق بیشتری پیدا میکرد. زیرا روی مفهوم عدالت بیشتر چالش وجود دارد .

 

در بخش دوم کارگاه بعد از ظهر سمیه ، زهره ،الناز و افسانه اجراهای تمرینی خود را انجام دادند.

ساعت   3:15  

اجرای اول : سمیه

طرحی روی تخته کشید واز حاضرین خواست تا به نوبت ، یک چیزی به طرح اولیه اضافه کنند .سپس از هر فرد خواست تا نامی برای این فرایند در نظر بگیرد . در انتها نظر مونا با عنوان ” همفکری دنباله دار ” از بین ۵ عنوان دیگر رای آورد . روی این عنوان بحث شد مخالفین دلایل خود را آوردند و موافقین از نظر خود دفاع کردند . درآخر روی آن رای گیری شد و نام اثر همان ” همفکری دنباله دار” نام گرفت .

سپس سمیه از شاگردان خواست تا حس خود را با رنگ اعلام کنند.

 

ساعت ۳:۳۵

اجرای دوم : زهره

زهره انیمیشنی به نام ” بازی جری” را برای نمایش در نظر گرفته بود . پس از تماشای این انیمیشن ازگروه خواست تا هرکس نتیجه گیری کلی خود را بنویسد .پس از به اتمام رسیدن وقت نگارش از گروه پرسید چه کسی فکر میکند جمله اش جالب نیست؟

۶ نفر جملات خود را گفتند .سپس پرسید چه کسی دوست دارد جمله اول مورد بحث قرار بگیرد ؟ جمله دوم و سوم و …. در نهایت جمله افسانه برای بحث انتخاب شد : انسانها تمایل دارند برای رضایت خاطر خود، خودشان را گول بزنند.

پس از بحث روی این جمله و بیان نظرات موافق و مخالف هر یک از شاگردان نتیجه گیری کلی خود را از فرایند انجام شده بیان کرد.

( متاسفانه در ضبط این قسمت اختلالی ایجاد شده بود و قسمتی از اجرای زهره ضبط نشده است)

 

ساعت ۴:۲۰

اجرای سوم : الناز

الناز متن ۵/۱ صفحه ای را درباره فضایل اخلاقی برای حاضران قرائت کرد . سپس خواست هرکس هر آنچه را دوست دارد در ۳۰ ثانیه بنویسد اعم از سئوال و یا جمله .

سپس افراد داوطلب جملات و سئوالات خودرا طرح کردند. با رای گیری سئوال نسرین برای بحث انتخاب شد . “فضایل اخلاقی مطلق هستند یا نسبی؟”

پس از بحث وبیان نظرات موافق و مخالف در پاسخ به این سئوال الناز از حاضرین خواست تا یادگیری و احساس خود را در ۳۰ ثانیه بنویسند. پس از بیان یادگیری ها و احساسات اجرای الناز پایان یافت.

 

در این قسمت آقای قائدی ادامه جلسه را منوط به نظر افسانه کردند که با توجه به کمبود وقت تصمیم به اجرا یا عدم اجرا بگیرد و افسانه با رای گیری از حاضرین که اکثریت موافق اجرابودند کار خود را آغاز کرد.

 

ساعت ۴:۴۰

اجرای چهارم : افسانه

کتاب “فردریک ” برای اجرا به حاضران معرفی شد . شرح کوتاهی درباره نویسنده کتاب لئو لیونی داده شد سپس افسانه داستان را روخوانی کرد. و تصاویر آن را به حاضرین نشان داد.

پس از اتمام روخوانی از شاگردان خواست تا در گروه های سه نفره یک سئوال برآمده از داستان در ۲ دقیقه طرح کنند . ۴ سئوال مربوط به ۴ گروه روی تخته نوشته شد و با رای گیری، سئوال گروه حلوا انتخاب شد . ” آیا با حلوا حلوا کردن دهن شیرین میشود؟”

سپس بحث با پاسخگویی به سئوال آغار شد و با بیان نظرات موافق و مخالف در خصوص پاسخ داده شده ادامه پیدا کرد . در نهایت به علت ضیق وقت بحث خاتمه داده شد و افسانه از حاضرین خواست تا احساس خود را درباره اجرای او بیان کنند . با شنیدن احساس حاضرین اجرا خاتمه یافت .

 

در انتهای کلاس دکتر قائدی نظرات خودشان را در خصوص اجرای هر کدام از مربیان بیان داشتند . ابتدا نظر ۴ نفر داوطلب را در مورد اجرای سمیه پرسیدند . مانیا : خلاقیت مونا : تسلط   زهره : ابتکار در انتخاب موضوع سحر : مهارت ادامه بحث سمیه: مدیریت خوب. سپس در مورد مهمترین نقاط ضعف پرسیدند . نسرین : وسط بحث سمیه کلاس را رها کرد و از استاد پرسید چه بکند دکتر قائدی : البته این اتفاق بعد از تمام شدن اجرای سمیه بود .

سپس خودشان نکاتی را درباره اجرای سمیه ذکر کردند:

وقتی کسی دستورالعمل را نمی داند خودت توضیح نده از یکی از حاضرین کمک بگیر.

بهتر بود برای کشیدن خط ، دلیل را هم می پرسیدی یا می خواستی یک خط با معنا بکشند

هر درخواستی از حاضرین همراه با زمان مشخص باشد

وقتی درخواست اتمام کار کردی کافیست نگاه کنی چه کسانی خودکار را زمین گذاشتند استفاده از این تکنیک کمک میکند که مرتب نپرسیم تمام شد یا نه؟

در استفاده از تکنیک ها خوب بودی

در پاسخ به سئوال آزاد که گفت متوجه نشده باید از بقیه کمک میگرفتی و خودت پاسخ نمی دادی.

مخالفت راضیه بی پاسخ ماند و کاری روی آن نشد.

اگر یک نفر هست که مدام میخواهد حرف بزند نباید به دام او افتاد

جمع بندی اخر هم درست نبود.

در نهایت بیان داشتند که مربی خوبی خواهد شد.

 

نکات مربوط به اجرای زهره:

دستورالعمل را دیگران باید توضیح دهند نه خود تسهیلگر.

اول باید معلوم میکردی که چرا جملاتی که به نظر حاضرین جالب نبودند را انتخاب کردی این جریان دنبال نشد و بازخوردی به گوینده ها داده نشد.

کنترل بیان مانیا در ارتباط با الناز خوب بود . ابتدا باید به الناز میگفتی که طوری صحبت کردی که هیچ کس نفهمید .

ابتدا باید تکلیف یک مخالفت معلوم شود سپس سراغ مخالفت بعدی بروی.

دستورالعمل پایانی واضح نبود.

در کل خیلی خوب بود مسلط و پرانرژی اجرا کردی.باعث خوشحالی است که افراد به صورت متفاوتی معلمی میکنند.

 

نکات مربوط به اجرای الناز:

همیشه باید کنترل کنیم که گروه متوجه شده تسهیلگر می خواهد چه بکند . گه گاه لازم است کنترل شود.

باز هم در مورد اینکه می پرسیم چه کسانی کارشان تمام شده و نوشته اند تمرین کنی وقتی از تکنیک پایین گذاشتن خودکار استفاده میشود نباید مدام پرسید همه نوشتند؟

لبخند بزن. لطفا همانی باش که وقتی در بین گروهی هستی. جدیت به این معنی نیست که خشک باشیم گاهی طنز لازم است .

از همه می خواستید همه به سئوال پاسخ دهند .

جستجوی مخالفان ضروری است.

وقتی کسی سئوال فردی را نمی فهمد لزوما نباید از خود پرسش کننده پرسید زیرا سئوال دیگر تنها مال او نیست ومتعلق به گروه است

پس می توان از فرد دیگری خواست تا توضیح دهد.

سخن گفتن را باید کنترل میکردی.

گوش کردن را نیز کنترل نکردی.

لازم است تسهیلگر از گروه بخواهد به کسی که نمیتواند ایده و نظر خود را بیان کند و به عبارتی درحال دست وپا زدن است کمک کند تا درباره آن به وضوح فکری برسد .

 

 

نکات مربوط به اجرای افسانه:

آزاد بی حساب وارد بحث می شد باید کنترل می شد.ابتدا باید درخواست او را به رای میگذاشتی اگر گروه موافق نبود به او اجازه نمی دادی.

در فهم سئوال نسرین نباید مدام به نسرین رجوع میکردی باید از گروه سئوال می شد.

 

 

در پایان زهرا ، مهمان گروه، از اینکه با قوانین َآشنا نبوده و قواعد را رعایت نکرده عذرخواهی کرد و گفت خوشحال هست که با این روش اشنا شده . دکتر قائدی بیان داشتند عذرخواهی لازم نیست ولی خوشحالی را می پذیریم!

 

جلسه در ساعت ۵:۴۰ دقیقه خاتمه یافت

 

 

 

                                                                                                 افسانه ایقانیان

                                                                                                   29 دی ۱۳۹۳