ملاحظاتی در آسیب‌شناسی دوره‌های تربیت مربی / نوشته دکتر حامد صفایی پور
شهریور ۲۰, ۱۳۹۶
ماجراهای ساینا و راهنمای کاربردی برای تسهیل گران کلاس سوم و چهارم دبستان
شهریور ۲۹, ۱۳۹۶

چهار گام کلیدی برای آموزش فلسفه

چهار گام کلیدی  برای آموزش فلسفه

نوشته جیمز.م . لانگ

ترجمه و تلخیص : سحر سلطانی

تقاضاهایی که در ده سال اخیر برای ارائه اصول و طرح درس آموزش فلسفه دریافت می کنم  معادل موردی است که در فصل استخدام مشاغل ، بیانیه ای شامل کلید واژه و اصول کلیدی  مصاحبه و تاثیر گذاشتن بر کارفرما از من خواسته شده بود. این طرح درس ها و بیانیه ها  هیچ کاری برای شما نخواهد کرد و شما را متمایز تر از بقیه نمی سازند.  نهایتا چند تا لکه در افق و زایه دید شما پر رنگ تر می کنند. اگر خواهان این هستید که طرح درس شخصی خود را داشته باشید و از خیل جمعیت جدا شوید من چهار گام مهم را یادآوری میکنم تا شما اصول موضوعه کار خود مبتنی بر آموزش دانش یا پرورش مهارت ها را استخراج کنید.

گام اول: شروع با پایان

کار خود را با فکر کردن به پایان ترم آغاز کنید. دانش آموز را در حال امتحان  پایان ترم سه ماهه تصور کنید.  آیا این دانش آموز با کسی که روز اول ترم وارد کلاس شده متفاوت است؟  او در این سه ماه (یک ترم) چه آموخته که اینگونه متفاوت شده است؟ حالا بروید سراغ دو مولفه اصلی «دانش و مهارت» . آیا قصد دارید دانش آموزتان دانش جدیدی در این سه ماه کسب کند؟ اگر آری، چرا؟ این دانش و آگاهی جدید چه جایی در ذهن و جهان زیست دانش آموز دارد؟ آیا در یافتن شغل به او کمک می کند؟ موفقیت هایی در آینده اش به همراه دارد؟ زندگی او را معنا دار می سازد؟

اگر هدف شما پرورش مهارت های دانش آموزانتان است ، کدام مهارت های خاص؟ مهارت نوشتن متقاعد کننده و مستدلتر ؟ تفکر روشن تر؟ ارائه سخنرانی های موثرتر؟گوش دادن فعال تر؟ حل انواع خاصی از مشکلات؟ شما باید آمادگی بیان واضح این مهارت ها و دلیل انتخاب آن برای کلاستان را داشته باشید.

گام دوم: تمایزها را مشخص کنید.

شما حداقل باید دو هدف اصلی برای خود مشخص کنید: ۱) ارائه محتوا به منظور  آموزش عمومی  ۲) پرورش تکنیک های مهارتی .

شما می توانید اهدافی را که در دوره های مختلف تحصیلی مشترک هستند را پیدا کنید و با آنها شروع کنید. مثلا می توانید برای افزایش توجه دانش آموزان بروید سراغ  خواندن متون کتبی و بررسی اجتماع پژوهش از آثار آن متن بر جهان. این چنین  رویکردی می تواند تفکر انتزاعی دانش آموزان را توسعه دهد در کنار آموزش  مطالب عمومی.  اما  گام اصلی بعد این رویکردها حرکت به سمت درک انتزاعی است. اینجاست که فلسفه شخصی شما در شیوه آموزش در کلاس شکل می گیرد.

گام سوم: خاص باشید.

شما یک پایان از کار خودتان در نظر گرفته اید پایانی که حداقل  با درکی انتزاعی  همراه است.  این کار به سادگی توسط شما انجام شده، یک داستان تعریف کردید یا یک متن خواندید و آن را تبدیل به یک ژانر خلاق علمی  و بعد فلسفی کردید. چگونه؟ شما دانش آموزانتان را به سمت توضیح مفصل جزییات  داستانشان هدایت کردید. آنها با خروج از پروسه نوشتن دیکته ای وارد جریان نوشتن خلاق می شوند. در مرحله بعد یاد می گیرند که داستان  فرد دیگری را بشنوند نه فقط توضیحات او را و از جزییات به سمت مفاهیم کلی می روند و جزییات معطوف به لحظه یا شخص خاص را کنار می زنند. حالا می توانید به آنها تبریک بگویید، هر یک از دانش اموزان می توانند با تصفیه شنیده ها به سراغ خلق مفاهیم بروند. حالا هرکسی داستان شخصی و مفاهیم ارزیابی شده خاص خود را دارد.

گام چهارم: منابع خود را ذکر کنید.

علاوه بر روایت شخصی ، به دانش آموزان فرصت دهید تا منابع و روایت های دیگر را هم بخوانند و ارزیابی کنند.  برای توسعه مفاهیم نیاز است فرایندهای مختلف برای رسیدن به این لحظه را بازبینی کنند.حالا دانش آموزتان می تواند در دل یک کلاس دانش آموز محور از تجارب مشترک یا متفاوت بقیه بهره کافی را ببرد.

 

در مسیر تدوین طرح درس برای آموزش فلسفه شاید خیلی از خطوطی که افراد مختلف ارائه می دهند، مشترک باشد مثل خطوط اثر انگشت شما اما مجموع اون خطوط و ترتیب قرار گیری در نهایت چیزی را می سازد که متخصصان تفاوتش  با بقیه را تشخیص می دهند.

منبع: http://bit.ly/2gNW3gp

 

پانوشت: اگر بخواهیم مبتنی بر توضیحات جیمز لانگ و آموزش های دکتر یحیی قائدی این گام ها را مرور کنیم چهار گام زیر پیشنهاد می شود :

۱٫محرک بحث را انتخاب کنیم.

۲٫مفاهیم و ایده هایی که می توان با محرک پیگیری کرد  را مشخص کنیم، به بیانی معلوم کنیم که قرار است روی چه مهارت هایی  کار کنیم(به دنبال چه هدفی هستیم؟)

۳٫ هر محرک نیاز به یک طرح بحث نویسی مستقل دارد و هر محرک با تمرین هایی پشتیبانی می شود.

۴٫تکنیک های ارزشیابی را مشخص کنیم. اینکه چگونه از حصول به هدف(دستیابی به مهارت ها)اطمینان حاصل می کنیم؟