گفتگو با خود و مشاوره فلسفی /یحیی قائدی
اسفند ۶, ۱۳۹۸
Porsando 1 ( p4c short story) Yahya Ghaedi/2020
اسفند ۱۸, ۱۳۹۸

کرونای فیلسوف: از کرونا چه پرسش هایی بر آمد؟ یحیی قائدی






  کرونای فیلسوف:  از کرونا چه پرسش هایی بر آمد؟
باز اندیشی های فلسفی  و تربیتی
 یحیی قائدی/گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی/۱۶اسفند ۹۸ 

چکیده: این یادداشت در سه بخش در پی آن است تا نشان دهد که  پرسشهای فلسفی چگونه بر می آیند و چگونه دایمی  اند و ارزش و اهمیت آنها چیست؟
در بخش نخست بیشتر به بر آمدن   پرسش از دوگانه نطام سرمایه داری  در مقابل کمونیست( شرقی / غربی) می پردازد. در بخش دوم  به بر آمدن پرسش ها در  ایران بویژه جدال بر سر کارایی و ناکارایی نطام سیاسی در ایران پرداخته می شود و در  در بخش پایانی  رخنه این این پرسش ها  در وضعیت تربیتی ایران  و ربط این این پرسش های تربیتی با پرسش های  اخلاقی و سیاسی مورد باز اندیشی قرار می گیرد.
 

بخش نخست
 برخی پرسش ها که به سبب بر آمدن کرونا و سپس گسترش اش در سراسر گیتی بروز کردند،  همیشگی اند. پرسشها همیشگی فلسفی. اما اگر بخواهیم   زمین بازی چین و ایران را در نظر  آوریم  و نخست از چین آغاز کنیم، نخستین پرسش دوگانه شرق و غرب و یا  نظام سرمایه داری و  کمونیستی است. پرسش شاید این باشد کدام نظام سیاسی  برای  اداره جهان  اصلح تر است؟ این پرسش را می توان در فلسفه سیاسی  مورد بررسی قرار داد که   افلاطون و ارسطو از   نخستین های فیلسوفی در پی اش بودند گرچه  این دوگانه که اکنون بر سر آن مناقشه است ، نزدیکی زیادی  به  آنجه  آنها گفته اند ندارد  به جز اینکه  نظام کمونیستی چینی آن بخش اش که هنوز کمونیست مانده و با نظام سرمایه داری  غربی  در نیامیخته( بخش های مرکزی چین) گونه ای باز نمایی ایدئولوژیک  نگرش آرمانشهرگرایی است که به افلاطون نسبت داده می شود. این چیزی که اکنون  چین بر آن استوار است همه زشتی های نطام سرمایه داری و همه بدی های نظام کمونیستی را با هم  تلفیق کرده است. فرزند نامشروع نظام سرمایه داری با نظام کمونیستی. مدلی که   هنوز به اندازه کافی در باره  آن نظریه پردازی نشده است. گرچه نظریه انتقادی( مارکسیسم نو) همه توش و توانش را بکار گرفته  و می گیرد تا  نظام سرمایه داری را نقد کند و  و  نظریه پردازان دموکراسی غربی همه   تلاششان را بعمل می  آورند تا ناکارایی نطام کمونیستی( چینی)  یا شبه آن( روسیه) یا باز مانده از آن( کوبا) را نشان دهند. اما برخی   بر این باورند مدل چینی زمامداری چیزی است که جهان را بدجوری خواهد بلعید. در حالی که  فلسفه ورزان سنتی  فلسفه سیاست هنوز در  کار نقد نطام سرمایه داری و  یا نگران کردن جهان از    وضعیت کمونیستی هستند. در هر حال پیش از آنکه کرونای فیلسوف پایش به ایرا ن باز شود، پاسخ ها به میزان شایسته بودن این نظامهای سیاسی بیشتر بر  ارایه شواهدی از کارایی این دو نظام بود.  شواهدی برای توجیه اعمال  کنترل و سرکوب آزادی ها و حقوق بشر در نطام چینی و کنترل فضای مجازی چون اینکه این همه جمعیت را به جز از این راه نمی شود کنترل کرد و نیز شواهدی برای خباثت و زشتی نظام سرمایه داری مثل اینکه آنها منتطرند تا   چین با کرونا   فلج شود.


بخش دوم
وقتی کرونا به ایران رسید، نخست بازی بر اساس همان پرسش نخستینی بود که بدان اشاره شد،. شقاوت و شیطنت نظام سرمایه داری و قربانی بودن هر نظام به جز آن. و این به جز آن فرزندی بزاد که در فرصتی دیگر بدان اشاره خواهم کرد. در واقع در مراحل اولیه کرونا هنور این پرسش باقی بود که این نظام سرمایه داری غربی است که قدرتمند تر است و می تواند سایر قدرت ها را به زانو در آورد و یا این چین است که از پس این بحران بر خواهد آمد و قدرت مدیریت و اداره خود را به رخ جهان خواهد کشید. نشانه هایی نیز بود که نشان
می داد “غرب وحشی” از مدت ها قبل برنامه ریزی کرده بود تا از راه ویروس و چیز های مختلف دیگر چین را بزانو در آورد و به چند کتاب علمی تخیلی و یا چند کارتون و گفته های برخی سیاست مداران امریکایی استناد می شد. سپس تر یادداشتهایی پدیدار شدند که نشان می داد چینی ها خودشان ویروس را ساخته و گسترش داده اند تا سرمایه گذاران و سهامداران شرکت های بزرگ چینی را از میدان بدر کنند و سپس خود سهام آنها را بخرند . پس تا این جا هنور پرسش باقی است که سر انجام کدام نطام سیاسی پیروز خواهد شد در واقع در ایران آن پرسش اولیه کمی تغییر کرد و به جای پرسش از اصلح بودن شیوه حکومت داری پرسش از قدرتمند بودن، جایش را می گیرد. می شود به لحاظ فرهنگی و تاریخی بررسی نمود که چرا ایرانیان به جای پرسش از شایستگی نطاهای سیاسی ، مبهوت قدرت و یا مغلوب قدرت نظام های سیاسی می شوند؟

وقتی کمی حال مردم وخیم تر شد به سبب افزون شدن آمار مبتلایان و قربانیان، گرچه هنوز تاختن به نظام سرمایه داری غربی تحت عنوان دشمن هنور ادامه دارد اما در میان مردم و در فضای مجازی آرام آرام این پرسش بر آمد : چه چیزی می تواند ما را از این بحران برهاند: مذهب یا علم و عقل ؟ پاسخ های آغازین به این پرسش بیشتر از ناحیه متولیان رسمی و غیر رسمی دینداری بود که بیشتر مردم را به رعایت اصول دینی ، توکل به خداوند تا برخی دستورات بهداشتی عامیانه و خرافی بیرون داده شده از برخی جواعع و آدمهای مذهبی ، دعوت می کردند . اما جدال ها آرام آرام بالا گرفت یادداشت ههای بیشتری در این باره نوشته شد که امور سلامت بهداشت و پزشکی بیرون دینی اند و اگر قرار باشد ایران از کرونا و سایر بلاهای انسان ساخته رهایی یابد، باید به علم در این زمینه اتکا کند. ولی هیچکدام از طرفین حاضر به از دست دادن زمین بازیشان نبودند. برخی ضمن پذیرش این نکته، توجه به دینداری و اتکال به خداوند را نیز توصیه می کردند و در مقابل مخالفان شواهدی ارایه می کردند که حتا جنبه های معنوی و روانی نیز به کمک علم های انسانی قابل هدایت و وارسی است. آرام آرام حتا این پرسش نیز پدیدار شد، وضعیتی که در ایران حاکم است تا چه اندازه ناشی از وضعیت ایدئولوژیک است؟ همراهی و هم رایی ایرانی های حکومتی با چینی ها تا چه حد نشانگر خویشاوندی ایدیولوژیک است؟ مواجه طرف مقابل تا چه نشانگر نشانگر ایدئولوژی لیبرالیسم و سکولاریسم است؟ آیا ما در ایران در چرخشی به سمت نظامهای سیاسی قرار داریم، که قدرت عقل انسان و اتکا به پژوهش های علمی را برای اداره کشور کافی می دانند ؟ برخی یادداشت ها در فضای مجازی در پی روشنگری و پاسخ به چنین پرسش هایی بودند. مرور این پرسش ها نشان می دهد چقدر مهم است که مردم پرسش هایشان را بیابند. پرسشهای اساسی و بنیادی می توانند در یافتن پاسخ هایی به آنها کمک کند تا بتوانند داده های ذهنی شان ( که اکنون بسیار مغشوش است) را دسته بندی کنند.

بخش سوم و پایانی
بر آمدن کرونا ، گشترش یافتن اش، و لانه گزینی ادامه دارش در ایران، و سپس تر در سایر کشور ها، پرسش های دیگری را نیز بر انگیخت که مرز های فلسفه اخلاق و فلسفه تعلیم و تربیت را نیز اشغال می کرد. انگار پرسش های فلسفی با خود کرونا مسابقه گذاشته است. بر بنیاد نشانه های نا استواری از اخبار در مورد تعداد واقعی مبتلایان و قربانیان و نیز برخی اخبار تایید نشده دال بر اینکه که ویروس نا گرامی کرونا چندین روز قبل از ۲۲ بهمن و و سپس وضعیت حاد ترش قبل از انتخابات ۲ اسفند وجود داشته ولی ملاحظات سیاسی باعث شده بود که از اعلامش خود دادری شود، این پرسش اخلاقی آرام آرام بر آمد که آیا دروغ و پنهان کاری، و یا عدم صداقت بطور کلی و یا بویژه در مواقع بحران امری غیر اخلاقی است؟ اگر اعلام آمار واقعی یا اخبار واقعی منجر به برخی نگرانی ها ، هجوم مردم به مغازه ها و یا” سو استفاده دشمن” شود دروغ یا پنهان کاری امری مجاز است.؟ حتا رایج شدن بیماری کرونا منجر به پدیدن آمدن این پرسش اخلاقی شد آیا ریا کاری برای اداره مملکت امری پسندیده است؟ مجوعه این ملاحظات حتا منجر به پدید آمدن این پرسش فلسفی شد آیا بطور کلی حکومت داری اخلاقی ممکن است و یا آیا سیاست اساسا می می تواند امری راست کردار باشد؟
کرونا والدین، شاگردان، دانشجویان معلمان و استادان و بطور کلی، کل دستگاه تربیت از عالی تا غیر عالی را نیز در گیر کرد. پرسش های ریز و درشت زیادی پرسیده شدند که بسیار سرگردان بودند و نشان از عدم آمادگی فکری و عملی کل دستگاه تربیت می داد. بخش های گوناگون تربیت و حتا صدا و سیما آمادگی این را نداشتند که به درستی آموزش های مجازی را برگزار کنند مجموعه این سر گردانی ها منجر به بر آمدن این پرسش اساسی شد که آیا ما واقعا تربیت می کنیم؟ فرد تربیت شده باید چه کسی باشد؟ چه بخش از ناکارایی و ناکار آمدی کل تربیت شهر وندی در کشور که شامل همه اداره کنندگان و همه اداره شوندگان می شود به سبب ناکارایی تربیت است ؟ و چه بخش از ناکارایی کل فرایند تربیت به سبب سیستم سیاسی و مدیریتی در کشور است؟ این پرسش ها بیشتر مرا به یاد اصطلاح” دست های آلوده ” می اندازد . بر پندار من این اصطلاح که اخیرا مورد توجه فیلسوفان قرار گرفته است می تواند فلسفه سیاست ، اخلاق و تربیت را با یکدیگر مرتبط سازد. پرسش اساسی بر آمده از عبارت دست هاب آلوده این است: آیا رهبران سیاسی باید عمیق ترین قیود اخلاقی ( چون راستی و شفافیت) را به منظور رسیدن به خیر های بزرگ یا جلوگیری از رخداد فاجعه برای جامعه نقض کنند؟ در روشنگری و توسعه این پرسش و بر بنیاد آنچه اخیرا در ایران محل مناقشه شده است می توان پرسید که آیا سیاستمداران( رهبران، نمایندگان و روسای جمهور) به تنهایی آلوده می شوند یا اینکه شهروندان هم در این آلودگی سهم دارند؟
چالش ها بر سر اعتماد نیز به سبب دوگانه راست و دروغ و یا شفافیت و پنهان کاری در گرفته بود. اعتماد در عین اینکه لازم است خطرناک نیز است. و به همین سبب این پرسش پیش می آید” اعتماد چه وقت مجاز( موجه و مدلل) است؟ در واقع مردم می پرسند که به چه کسی یا چه چیزی می توان اعتماد کرد. سردرگمی شگفت آوری در این باره وجود دارد . امروزه مردم حتا به نتایج پژوهش های علمی نیز تردید دارند و نمی دانند که کدام را باید برگزینند و چراغ راه مواجه با کرونا کنند. بر پندار من نخست فیلسوفان و سپس فیلسوفان تربیت باید به این پرسش بپردازند که اعتماد چیست؟ چه موقع و چگونه باید اعتماد کرد؟ به نظر می رسد در محتوای تربیت و برنامه های درسی برنامه ای برای آموزش چنین چیز هایی وجود ندارد و آن مقدار هم که جسته گریخته وجود دارد بسیار خام دستانه و سنتی است و چون نمونه تصور می رود راست گویی و صداقت در همه موارد و زمان و مکانهایی شروط لازم و کافی اعتمادند .
سر انجام چگونه و کجا می توان می توان این چرخه ضعف را باز ایستاند؟ دولت مردان فرایند تربیت را و معلمان و استادان فرایند مملکت داری را سبب عمده می دانند. و هر گروه و البته گروه دوم بیشتر ضعف سیاست گزاری و مدیریت دولتی را فهرست می کنند و یا نمونه هایی از تلاشهای موفق دولت مردان جهان را ارایه می کنند. گروه دوم سخت درگیر کروناست باید دید سر فرصت چه پاسخ هایی می دهند.
 
 # یحیی_قائدی
# کرونا
# کرونای- فیلسوف
#yahyaghaedi
@yahyaghaedi